Épisodes

  • اپیزود بیستم: حمله به معبد زمان| چگونه مفهوم زمان اقتصاد را شکل داد
    Jan 3 2026

    زمان دیگر آن رودخانه‌ی آرام و مستقلی نیست که نیوتن تصور می‌کرد؛ زمان در دنیای امروز، «ماده‌ی خامِ» قدرت و ثروت است. وقتی از ارتباط زمان با سیاست حرف می‌زنیم، در واقع از لایه‌های انضباطی سخن می‌گوییم که میشل فوکو به‌خوبی آن را ترسیم کرده است: زمانِ نیوتنی، با آن ریتم یکنواخت و مکانیکی‌اش، ابزاری شد تا حکومت‌ها بدنِ انسان را در مدرسه، کارخانه و پادگان قطعه‌بندی و مهار کنند. این «زمانِ بی‌رنگ» همان بسترِ تولدِ سرمایه‌داری است؛ جایی که برای اولین بار، عمرِ انسان به «ساعتِ کاری» تبدیل و به بازار عرضه شد. در این پارادایم، همان‌طور که ماکس وبر در اخلاق پروتستانی تحلیل می‌کند، «وقت‌شناسی» نه یک فضیلت اخلاقی، بلکه یک ضرورت اقتصادی برای انباشتِ سرمایه و اعتبار شد.

    در این اپیزود سعی داشته‌ام نشان دهم در طول تاریخ، مفهوم زمان چگونه تحول پیدا کرده و این تحولات چگونه زندگی سیاسی و اقتصادی ما را تحت تاثیر قرار داده‌اند. همچنین بگویم که چگونه می‌توان با درک بهتر از آنچه که امروز ما به عنوان زمان در نظر می‌گیریم، می‌توان آینده جهان را پیش‌بینی کرد و برنامه‌ریزی بهتری در زمینه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی و حتی اقتصادی و سرمایه‌گذاری داشت.

    متن برای مطالعه بیشتر:

    معرفی کتاب مساله یهود

    تاثیر خلق زمان در تحلیل گردش سرمایه‌داری


    برای خرید کتاب دارایی امن به این لینک مراجعه کنید،

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    Voir plus Voir moins
    49 min
  • اپیزود نوزدهم: مالکیت| نه طبیعی، نه مقدس، نه بی‌طرف
    Dec 20 2025

    مالکیت یکی از بدیهی‌ترین مفاهیم زندگی روزمره به نظر می‌رسد، اما تاریخش نشان می‌دهد با نهادی کاملاً سیاسی و تاریخی طرفیم. از جوامع شکارچی–گردآورنده که مالکیتی جز تصرف موقت وجود نداشت، تا انقلاب کشاورزی، پیدایش مازاد تولید و شکل‌گیری نخستین سلسله‌مراتب‌ها؛ مالکیت همواره همراه با قدرت، ریسک و سیاست دگرگون شده است. روایت این اپیزود از همین بدیهی‌زدایی شروع می‌شود.

    در ادامه، مسیر تاریخی مالکیت در اروپا مرور می‌شود: از حقوق رومی و مفهوم دومینیوم، تا فئودالیسم، تیول، رانت و بازگشت مالکیت مطلق در بستر شکل‌گیری دولت‌های مرکزی، شهرها و بازار. در کنار این روایت، دیدگاه‌های افلاطون، ارسطو، لاک، روسو، هگل و مارکس به‌اختصار بررسی می‌شود تا نشان داده شود که هیچ نظریه‌ای درباره مالکیت خارج از زمینه تاریخی و سیاسی خودش شکل نگرفته است.

    این اپیزود تلاشی است برای فهم مالکیت نه به‌عنوان یک حق طبیعی یا اصل اخلاقی جهان‌شمول، بلکه به‌مثابه نهادی تاریخی که می‌تواند هم امکان رشد ایجاد کند و هم نابرابری، هم ثبات بیاورد و هم خشونت. پرسش اصلی ساده است اما بنیادین: چرا اصلاً چیزی باید مال کسی باشد؟

    متن‌هایی برای مطالعه بیشتر:

    نگاهی به تاریخ اقتصادی اسلام


    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    Voir plus Voir moins
    48 min
  • اپیزود هجدهم: هوش مصنوعی؛ برج بابل یا نابودگر طبقات
    Nov 13 2025

    هوش مصنوعی، برج بابل یا نابودگر طبقات؟ دنیا در آستانه تغییرات بی‌سابقه است. نیک بوستروم می‌گوید: «قدرت هوش مصنوعی اگر کنترل نشود، می‌تواند مسیر تاریخ بشر را برای همیشه تغییر دهد.» این قدرت می‌تواند دانش را دموکراتیک کند، مرزها را بشکند و حتی به بازنویسی واقعیت‌ها منجر شود؛ اما در همان حال، می‌تواند نابرابری‌ها را تشدید کند و سلسله مراتب جدیدی از الیگارش‌ها بسازد که هیچ‌کس قادر به پایین کشیدن آن‌ها نیست.

    هگل معتقد بود که تاریخ، فرآیند پیشروی روح است و انسان‌ها در آن نقش دارند. اما وقتی ابزاری مثل هوش مصنوعی وارد میدان می‌شود، ممکن است کنترل این جریان از دست ما خارج شود و ساختارهای اجتماعی و اقتصادی را بازنویسی کند. هر تصمیمی که امروز می‌گیریم، ممکن است فردا تعیین‌کننده مسیر زندگی نسل‌ها باشد. آیا آماده‌ایم با این برج بابل مدرن روبرو شویم، یا باید نظاره‌گر نابودی نسل بشر باشیم؟

    #هوش_مصنوعی #آینده #نیک_بوستروم #هگل #پادکست #فینسوف #برج_بابل #تکنولوژی #دموکراسی_دانش #انقلاب_دیجیتال #معنا #طبقات_اجتماعی

    متن‌هایی که می‌توانید مطالعه کنید:

    هوش مصنوعی می‌تواند یکبار برای همیشه طبقات را بتنی کند، چاره چیست؟

    هوش مصنوعی، ماشین چاپ زمانه ماست

    سرمقاله اکونومیست: اگر حباب هوش مصنوعی بترکد چه می‌شود؟


    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    Voir plus Voir moins
    33 min
  • اپیزود هفدهم: اپوخه چیست؟ چگونه در جهان روایت‌ها سردرگم نشویم؟
    Oct 16 2025

    اپوخه یعنی ایستادن میان دیدن و داوری؛ یعنی آن لحظه نادر که ذهن تصمیم می‌گیرد هیچ چیز را بدیهی نگیرد. وقتی اپوخه می‌کنی، جهان نه آن چیزی‌ست که همیشه می‌پنداشتی، بلکه جهانی تازه است که هنوز نامی ندارد. هوسرل آن را تعلیق داوری می‌دانست، پیرون آن را راهی به سوی آرامش، و دریدا در دل همین تعلیق، ردّی از واپاشی معنا را می‌جست.

    اپوخه تمرینی‌ست برای زیستن آگاهانه؛ برای بازنگری در هرچیزی که تا امروز به آن ایمان داشته‌ای — از باورها و انتخاب‌ها گرفته تا عشق و رنج و حتی حقیقت. وقتی قضاوت را معلق می‌کنی، زبانت آرام می‌گیرد، و واقعیت فرصتی می‌یابد تا خودش را بی‌واسطه نشان دهد. اپوخه یعنی خاموش کردن سر و صدای روایت‌ها تا صدای خود پدیده را بشنوی.

    در جهانی که هرکس در پی اثبات روایت خویش است، اپوخه شاید تنها شکل اصیل مقاومت باشد؛ مقاومتی در برابر شتابِ معنا دادن، در برابر وسوسه قطعیت. این تعلیق، نه انکار است و نه بی‌عملی، بلکه دعوتی‌ست برای دیدنِ دوباره — دیدنی که از دل ندانستن آغاز می‌شود.

    برای مطالعه بیشتر:

    چگونه هر ایده محکوم به نابود با اصول خودش است؟

    عمل به مثابه امر اخلاقی

    اپوخه، چارچوبی برای اندیشیدن در زندگی

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    Voir plus Voir moins
    25 min
  • اپیزود شانزدهم: فقط روایت| جهانی که جز قصه نیست
    Sep 28 2025

    جهان چیزی جز روایت نیست؛ رشته‌ای از معناها که ما را در تار و پود خود می‌گیرد و رها نمی‌کند. نیچه وقتی از «غروب بتان» سخن می‌گفت، در حقیقت پرده از این برمی‌داشت که هیچ حقیقتی ناب و بی‌واسطه وجود ندارد، تنها روایت‌هایی هستند که خود را به‌جای حقیقت می‌نشانند. هگل نیز از «روحی» سخن گفت که در مسیر تاریخ، با هر روایت تازه شکل می‌گیرد و باز خودش را در جدال با دیگری بازمی‌آفریند. در میان این بازی روایت‌ها، ما نه تماشاگر، بلکه بازیگرانی هستیم که هر حرکت‌مان به خلق یا فروپاشی یک داستان تازه می‌انجامد.

    اما مگر می‌توان بیرون از روایت زیست؟ کانت هشدار داده بود که «ذهن، جهان را آنگونه می‌بیند که خود ساخته است»؛ پس ما همواره در چارچوب‌هایی که خود ساخته‌ایم گرفتاریم. ناچاریم روایت کنیم؛ ناچاریم به زندگی معنا بدهیم، حتی اگر بدانیم که این معنا بر روی شن روان بنا شده است. روایت همان سرنوشت ماست: می‌گریزیم از آن، اما هر گریز، خود به روایتی تازه بدل می‌شود.

    در این اپیزود از پادکست فینسوف به دنبال پاسخ به این پرسش هستم که آیا جهان ما چیزی جز روایت‌های ما هست؟ روایت‌هایی که با مومنان به آنها قدرت می‌گیرد. و اینکه ما در این جهان روایی چه جایگاهی داریم؟

    معرفی کتاب بحران روایت :

    https://finsoph.ir/4462/

    معرفی کتاب روح امید:

    https://finsoph.ir/4653/

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    Voir plus Voir moins
    26 min
  • اپیزود پانزدهم: ایران چیست؟ تلاشی برای تفکر پیرامون ایران
    Sep 3 2025

    در این اپیزود از «فینسوف» به پرسشی بنیادین می‌پردازیم: ایران چیست و تمدن ملت ایرانی چگونه ساخته می‌شود؟ از اسطوره‌های شاهنامه و روایت‌های صفوی گرفته تا ایده «تمدن ملت» فرانسوا بایار، ما به دنبال این هستیم که بفهمیم چگونه تاریخ، تخیل و سیاست در کنار هم چیزی به نام «ایران» را شکل داده‌اند.

    اما این بحث صرفاً تاریخی یا سیاسی نیست. نگاه نیچه به تراژدی و روایت به ما یادآوری می‌کند که هر تمدنی در دل خود تنش میان ویرانی و آفرینش را حمل می‌کند. هگل هم نشان می‌دهد که ملت‌ها تنها زمانی به «روح تاریخی» بدل می‌شوند که تضادهای خود را در یک روایت جمعی ادغام کنند. پرسش ما این است: آیا می‌توان ایران را نه به‌عنوان یک نوستالژی باستانی یا یک دولت-ملت محدود، بلکه به‌عنوان پروژه‌ای تمدنی و آینده‌ساز بازاندیشی کرد؟

    موزیک: علیرضا عصار- وطن

    متن پیشنهادی: تفاوت در فلسفه شرق و غرب، تفاوت در سازوکار قدرت است

    یک قهوه مهمونم کن: حامی باش | درگاه جذب حمایت مالی

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    Voir plus Voir moins
    34 min
  • اپیزود چهاردهم: تاریخ مفهوم جعلی وطن
    May 30 2025

    در این اپیزود از فینسوف، به سراغ یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم سیاسی و هویتی دوران مدرن می‌رویم: وطن. مفهومی که تا پیش از سده‌های اخیر، به‌سختی معنایی فراتر از «زادگاه» داشت، اما با طلوع مدرنیته، ظهور صنعت چاپ، و انباشت سرمایه، تبدیل به ساختاری مقدس و گاه مرگ‌بار شد. آن‌گونه که بندیکت اندرسون در کتاب جماعت‌های خیالی می‌گوید، ملت مفهومی‌ست که بیشتر خیال‌پردازی شده تا کشف‌شده باشد؛ امری که به‌واسطه نهادهای مدرن مثل آموزش و رسانه، به حقیقتی بیرونی تبدیل شده.

    اما آیا ما، در جهان غیرغربی، صاحب همان معنایی از وطن هستیم که در فرانسه یا آمریکا شکل گرفت؟ سید جواد طباطبایی در خوانش خاص خود از «تجربه دولت در ایران» بر شکاف عمیقی تأکید می‌کند که میان صورت‌بندی تاریخی وطن در غرب و تقلید ناقص آن در شرق وجود دارد. این اپیزود تلاشی‌ست برای کاوش در این شکاف: از وطنِ قبیله‌ای تا وطنِ قراردادی، از دولتِ مطلقه تا ملتِ همبسته شده. آیا وقت آن نرسیده که پرسش بنیادین‌تری مطرح کنیم: وطن چیست، و چرا باید دوستش داشت؟

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    Voir plus Voir moins
    41 min
  • اپیزود سیزدهم: چرا کار آزاد نمی‌کند؟
    Apr 10 2025

    کار، برخلاف آنچه نظام‌های سرمایه‌داری و ایدئولوژی‌های مدرن القا کرده‌اند، نه تنها ابزار رهایی نیست، بلکه به‌تعبیر کارل مارکس، شکلی از بیگانگی است. انسان در روند تولید سرمایه‌داری، از محصول کار خود جدا می‌شود و به ابژه‌ای در زنجیره‌ی ارزش تبدیل می‌گردد؛ نه خودش را در کار بازمی‌یابد، نه در آن آزاد می‌شود. هگل گرچه کار را در فرایند دیالکتیکی به‌عنوان ابزار آگاهیِ برده می‌دید، اما این آگاهی، در جامعه‌ای که کار با مالکیت و قدرت گره خورده، هرگز به رهایی نمی‌رسد. نیچه حتی یک گام فراتر می‌رود: کار را اخلاق بردگان می‌داند؛ نوعی ارزش‌گذاری تحمیلی برای حفظ وضع موجود و سرکوب غریزه‌ی آفرینش و خویشتن‌سازی اصیل.

    در نگاه جورجو آگامبن، انسان معاصر نه کارگر صرف، بلکه به وضعیت «زیست برهنه» تقلیل یافته؛ انسانی که در نظم بایگانی‌شده‌ی نهادها تنها مجاز است زنده بماند، نه زیستن را تجربه کند. حتی کانت که بر خودآیینی انسان تأکید داشت، نمی‌توانست بپذیرد که در جامعه‌ای که ارزش فرد از طریق بهره‌وری‌اش تعریف می‌شود، آزادی اخلاقی ممکن باشد. کار، در شکل امروزش، نه بستر آفرینش، که مکانیزم مهار است. به قول نیچه، «بیشتر کار برای این است که فکر نکنیم». پس شاید رهایی نه در کار، که در امتناع از آن باشد.

    در این اپیزود سعی کردم بحث کار را باز کنم و بگویم چگونه کار در طول تاریخ به ابزار استثمار تبدیل شده و چگونه می‌توان از این استثمار خودخواسته رها شد.

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    Voir plus Voir moins
    40 min